10

22:57 2 speakers 6 chapters 340 segments

Chapters

  1. 0:00
    Chapter 1: فصل ثوم زبان شعر صفحه 118 تا 130 گستردگی زبان زبان وسیله تفکر است و هرانچه انسان می اندیشد نخست به صورت نمود زبانی در ذهنش شکل می گیرد مسلمن هر کس زبانش گسترده تر باشد فرهنگش هم گسترده تر است حاورالی رجوع کنید به صدای حیرت بیدار صفیه 384 این گستردگی زبان هم از دو محور قابل بحث است نخست از جنبه حضور پدیده های مختلف در شعر و دوم از جنبی حضور مترادف های واجه ها در زبان گستردگی اناسر این بیشتر به گستردگی اناسر خیال برمی گردد تا زبان ما پیشتر در فصل خیال گفتیم اگر شاعر بخواهد اناسر خیال را از زندگی خیش برگذیند چه بسا که ناچار شود واجه های تازه را در شعر بکار برد و نیز گفتیم که بسیار شاعران از ورود بعضی واجه ها به شعر حراس دارند اما این حراس اصیل و طبیعی نیست چرا شاعر نتواند آنچرا در زندگیش حضور دارد و برای بیان اندیشه ها و عواطفش لازم است به این جرم از سرزمین شعرش تبعید کند که مثلا شاعرانه نیست یا تا کنون در شعر ما نیامد است شاعر قدیم با آن پدیده آشنا نبوده که در شعرش نیاورده و اگر او هم در روزگار ما میزیست چه بسا که آن را بسیار طبیعی هم تلقی میکرد ولی این حراس مرموز و بیجا به واجه های فرنگی و استلاحات خاص زندگی شهری امروز محدود نمیشود بعضی شاعران از هر کلمهی که خارج از فرهنگ زبانی حافظ و سعدی باشد پرهی زارند ولو آن که کلمه حضوری چشمگیر در زبان و فرهنگ قدیم ما نیز داشته باشد اگر چند واجه مثل گل، بلبل، گوهر، می، پیمانه، شم و پروانه را از آنها بگیریم دیگر قادر به شعر سرودن نخواهند بود این قناعت به زبانی محدود در شعر بعضی از شاعران نوگرها به شکلی دیگر دیده می شود یعنی محدودیت در جای خود باقی است و فقط جای مجموعی واجگان عوض شده است. 287s · Speaker 1

    فصل ثوم زبان شعر صفحه 118 تا 130 گستردگی زبان زبان وسیله تفکر است و هرانچه انسان می اندیشد نخست به صورت نمود زبانی در ذهنش شکل می گیرد مسلمن هر کس زبانش گسترده تر باشد فرهنگش هم گسترده تر است حاورالی رجوع کنید به صدای حیرت بیدار صفیه 384 ای…

  2. 5:00
    Chapter 2: از محمد شریف سعیدی حضور مترادفا یک شیع فعل یا صفت را میتوان با واجهان بسیاری بیان کرد که ما به آنها واجه های مترادف می گوییم پاورقی مثلا دشوار، سخت، مشکل و سعب مترادف همند غالبا از میان یک مجموع واجه های مترادف یکی یا دو تا خوش اقبالتر می افتند و بیشتر در زبان محاوره حضور می آبند شاعرانی که تسلط خوبی بر زبان ندارند یا حاضر به کند و کاب دران نیستند غالبا به مشهور ترینه این مترادف ها چنگ می اندازند و به این ترتیب محدودیتی ناخاسته بر زبان خیش تحمیل می کنند که از محدودیت پیشین مخفیتر و البته خطرناکتر است مثلا ما برای خوردن مترادف های بسیاری داریم همانند بل ایدن، به دندان کشیدن، به کام کشیدن و غیره که هر کدام از این ها شکل خاصی از خوردن است و با حال و هوای خاص تناسب دارد در بل ایدن بیشتر نابود کردن شیع حس می شود و در بدندان کشیدن جلب نظر بیشتر به سوی جویدن است این سموترادف هرچند کار بردی آم ندارد در موارد خاص خود بسیار ملموستر از خوردن است و در بیان تصویر معصرتر در این بیت از سعید ابو طالب مزفری می بینیم که چگونه فعل بکام کشید تأثیری می گذارد که فعل خورد نمی گذاشت گذشته از این که خورد در وزن هم نمی گنجید و همین هم نکته قابل توجهیست یعنی استفاده از مترادف ها دست و پنج نرم کردن با وزن و قافیه رو هم آسانتر می کند چون دست شاعر برای انتخاب باز است کنار جوی و چمن حلقه حلقه دام کشید و هرچه چشمه بر آمد زمین به کام کشید پاورقی سوگنامه بلخ صفحه 19 گذشته از این گاهی این مترادف مشهور انقدر در زبان تکرار می شود که کم کم خاصیت القایی خود را از دست می دهد همانند فنری که از بسیار کشیده شدن شل و وارفته شود در این موارد هم پناه بردن به حوضه مترادف ها میتواند زندگی تازهی به واجه بدهد. 195s · Speaker 1

    از محمد شریف سعیدی حضور مترادفا یک شیع فعل یا صفت را میتوان با واجهان بسیاری بیان کرد که ما به آنها واجه های مترادف می گوییم پاورقی مثلا دشوار، سخت، مشکل و سعب مترادف همند غالبا از میان یک مجموع واجه های مترادف یکی یا دو تا خوش اقبالتر می ا…

  3. 8:15
    Chapter 3: کردار طبعاً آنجا که سخن از رنگ باشد به رنگ از چون شیواتر است و آنجا که سخن از طرز عمل باشد به کردار معصر تر خواهد بود ما از گستردگی واجگان و نقش آن در گستردگی تفکر شاعر سخن گفتیم ولی فراموش نکنیم که آن چه در شعر ملاکه است حضور فعال واجه هاست به گونه ای که نقشی واقعی در کلام داشته باشند و شاعر در شعر به همه عباد آنها نظر کند وگرنه وجود فهرستی از واجه ها بدون پرداختن جدی به هر یک از آنها هیچ کاری برای شعر نمی کند ایجاز تاجری خانساری از شاعران مکتب وقوع می گوید خوشان دمکان پری روی بهر تسکین دل زارم سخن گوید به غیر و باشدش روی سخن با من پاورقی مکتوب وقوع در شعر فارسی صفحه 731 و عبدالقادر بیدل در بیتی همه آن مزمون را در مصراء دوم خلاصه کرده است یاد بادان که از تبسم فیض آمی داشتی در خطاب غیر هم با من پیامی داشتی پاورقی غزلیات بیدل صفحه 1197 می گوییم بیت بیدل ایجاز دارد یعنی معنی با جمله کتاحتری بیان شده است اصولا زبان شعر باید فشرده باشد با تأثیری شدید و این یکی از وجوه مهم برتری آن است ایجاز هم می تواند دو مرحله داشته باشد یک مرحله ابتدایی و یک مرحلی پیش رفته در مرحلی ابتدایی انتظار می روید که شاعر از کلمات غیر لازم پرهیز کند ادبا این کلمات غیر لازم را هشو نامیدند پاورقی آنها هشو را به سه نوع تقسیم کردن قبیه که از زیبایی کلام می کهد متوسط که نه زیباست و نه زشت و ملیه که با وجود اضافی بودن کلام را زیبا می کند منظور ما از هشف همان صورت قبیه و متوسط آن است که دومی هم البته چندان مطلوب نیست مثلا در همان بیت فیز علی که در آغاز فصل زبان مطرح کردیم کلمه چوب هشف است این هم نمونه دیگر از مهدی حمیدی شیرازی که نصف مصرا دوم آن هشف است همه که از دشمنان دارن در این پهنین گیتی مرا اندیشه ها خسم و مرا اندیشه ها دشمن پا برقی حریم سایه های سبز صفه بیست ولی ایجاز یک شکل پیشرفته هم دارد و آن وقتیست که شاعر جملات را بیش از حد عادی و معمولیشان کتا کند و در واقع با حفظ رسایی زبان بخشی از جمله را که ظاهرن لازم به نظر میرسد بردارد چنان که منوچهر آتشی میگوید عصب سفید وحشی آن تیغهای میوشان قلبهای گرم دیگر نره است خواهد از آستین من آن دختران پیکرشان ماده آهوان دیگر ندید خواهی بر ترک زین من پاورقی از نیما تا بعد صفحه 117 در سخن عادی مصراء های اول و سوم چونین بیان می شوند. 300s · Speaker 2

    کردار طبعاً آنجا که سخن از رنگ باشد به رنگ از چون شیواتر است و آنجا که سخن از طرز عمل باشد به کردار معصر تر خواهد بود ما از گستردگی واجگان و نقش آن در گستردگی تفکر شاعر سخن گفتیم ولی فراموش نکنیم که آن چه در شعر ملاکه است حضور فعال واجه هاس…

  4. 13:15

    مشارکت کنیم در این پاره از یک شعر علی رزا قزوه ایجاز حتی از حد زبان فراتر رفته و ما در واقع با یک ایجاز معنایی روبرو هستیم و با پول بیت المال رپورتاج تسلیت چاب می کنند پابرقی حرفی از جنس زمان صفحه سی سد و شش آنان که با استلاحات مطبوعات آشنا…

  5. 15:31

    همانجا ترزم به نظر می رسد که سخن ایشان در باری شیوه کار شاعر سنتی قابل نقد باشد. یک شاعر تنک مایه یا نازم سنتی البته چونین می کرد ولی شاعران بزرگ زبان فارسی نمونه های بسیار عرجمندی از ایجاز را به یادگار گذاشتند. البته یک ایجاز راستین و رسا …

  6. 20:33

    آن میسر نیست خوش آهنگیست به راحتی می توانید حس کنید که ترکیب حیرت نگه این خوش آهنگی را دارد و مثلا حسرت تپش ندارد به لحاظ تلاقی دو حرف ت خوش آهنگی زبان چه در واجگان و چه در ترکیب ها بحثیست کلی و مفصل که بیشتر در حوضه موسیقی شعر قابل تر هست …