09

24:22 2 speakers 6 chapters 371 segments

Chapters

  1. 0:00

    فصل ثوم زبان شعر صفحه 106 تا 118 شعر و دستور زبان در این کسی تردید ندارد که درستی زبان از لحاظ دستوری نخستین شرط سلامت آن است. رعایت قواعد دستوری نه تنها مایه درک درست و سالم شعر توسط مخاطب می شود در حفظ میراس زبانی هر ملتی هم اثر دارد. چون…

  2. 5:00

    و او آن را به صورت متعدی به کار می برد. این ظاهرن خلاف قوانین دستور زبان است ولی شاعر با این قانون شکنی می خواسته است نکته ای را گوشتت کند. این که آمل یا مسبب همین خودکشی هم دیگران بودند. اگر او بیان عادی و مطابق دستور زبان را برمی گذید تما…

  3. 10:00
    Chapter 3: حاکم است اصولی بر مبنای رسایی، زیبایی، ایجاز، سهولت تلفز و غیره که زبانشناسان تا حد زیادی این اصول را مدون کرده و نشان دادن که مثلا چرا فارسی زبانها عادت کرده اند که دانشمند را با الف و نون جمع ببندند و روز را با ها بس در این اصول کلی که ریشه قراردادهای زبانی از آنها آب می خورد در اینجا مورد نظر ما نیست فقط می خواهیم این را یاداور شویم که بدون توجه به این اصول هیچ تصرفی در آنها موفق و پایدار نخواهد بود ترزی افشار شاعریست که رغبت فراوانی به صرف کردن اسمها و صفتها به شکل فعل داشته است در شعر او به وفور به فعلهایی چون در سیدم یعنی درست خاندم، فرنگیدم، به فرنگ رفتم، به نگاهم یعنی نگاه کنم و غیره بر می خوریم که بیشتر از روی تفنن و هنرنمایی آمده است نه بنابرای یک نیاز امیق زبانی چون این است که نه برای شاعر حوییتی در خور فراهم آورده و نه شعرش را تأثیر فیجهی بخشیده است تصرف در دستور زبان اگر از سر تفنن و ناآگاهی باشد چون این نتیجه دارد بسیار فرق است بین آن که اسم و زمیر را از صفت باز نشناسد و برای آنها هم صفت تفضیری بیاورد و مولانای دانشمند که می خواهد بگوید من از می هم مست کننده تر هستم ولی به جای صفت مست کننده خود اسم باده را می آورد و به این ترتیب این اقراق را شدت بی بخشد ای می بدترم است و من بادترم است و پرجوشترم است و آهسته که سرمستم پابرقی گذیده غزلیات شمس صفیه 266 سهولت زبان منظور ما از سهولت زبان مطابقت آن با هنجارهای طبیعی کلام است و پرهیز شاعر از آن چه این ساختار را به هم می زند. 251s · Speaker 1

    حاکم است اصولی بر مبنای رسایی، زیبایی، ایجاز، سهولت تلفز و غیره که زبانشناسان تا حد زیادی این اصول را مدون کرده و نشان دادن که مثلا چرا فارسی زبانها عادت کرده اند که دانشمند را با الف و نون جمع ببندند و روز را با ها بس در این اصول کلی که ری…

  4. 19:14

    واجگان هم بستگی به پذیرش احالی یک زبان در یک مقتع زمانی دارد و ممکن است در طول زمان تغییر کند اتفاقا معنی واجگان خیلی سریع تر و آشکار تر از قواهد دستور تغییر می کند بگونه که گاهی با یک تحول سیاسی و اجتماعی واجه های بسیاری تغییر معنی می دهند…

  5. 20:43
    Chapter 6: بزرگ ما. از آغاز تا کنون چنین گفتند همان همی در آثار فردوسی و ناصر خسرو کار برد فراوانی دارد و رودکی آن را ردیف شعرش ساخته است ولی در شعر حافظ چند بار بیشتر نیامده است و در شعر بیدل شاید اصلا یافت نشود اولین آرزهی که استفاده از واجگان متروک در پیدارت احتمال درک نشدن معنی شعر توسط مخاطب است شاید بتوان این مشکل را به کمک فرهنگ لغت یا مراجعه به شعر قدما حل کرد ولی مشکل اصلی تر این است که دیگر دریافت مخاطب شفافیت دریافت مستقیم را ندارد این دریافتیست اقلی و نه حسی ما از آتش دریافت حسی تری داریم و احساس گرمای بیشتری میکنیم تا نار هرچند بدانیم این نار همان آتش است بنابراین با واجگان متروک و کوهن هرچند معنی شعر را دریابیم آن حس بیواسته و دریافت سریع را نخواهیم داشت این است مشکل اصلی قدمت زبان ما وقتی شعر خاقانی را می خانیم که در وصف حضرت پیامبر اکرم صلی اللہ می گوید عدسه او آدم است عدسه آدم مسیح اینت خلف به اینجا به معنی تربیت شده و نتیجه است. 213s · Speaker 1

    بزرگ ما. از آغاز تا کنون چنین گفتند همان همی در آثار فردوسی و ناصر خسرو کار برد فراوانی دارد و رودکی آن را ردیف شعرش ساخته است ولی در شعر حافظ چند بار بیشتر نیامده است و در شعر بیدل شاید اصلا یافت نشود اولین آرزهی که استفاده از واجگان متروک…