11

23:08 2 speakers 6 chapters 355 segments

Chapters

  1. 0:00

    فصل ثوم زبان شعر صفحه 130 تا 140 مردم گرایی منظور ما از مردم گرایی کار برد استلاحات و تعبیرهای خاص زبان محابره و آمیانه در شعر است دگونه ای که سبب تمایز زبان شود پا ورقید نگارنده این بحث را به صورت مدون و مستقل در جایی ندیده است و استلاح مر…

  2. 5:04

    آمده بود زخمت به روان دردمند آمده بود گویند که از حیبت دریایی دلت آن روز زبان آب بند آمده بود حسن حسینی پابرقی ربایی امروز صفحه 95 زبان کسی بند آمدن یک تمایز بخشی دارد ولی فراتر از آن به معنی شعر هم کمک می کند یعنی آب چون زبانش بند آمده بود…

  3. 6:32

    معصر تر. سید علی صالحی در شعر زیر از زبان رایج در نام نویسی مردم استفاده کرده است. سلام حال همه ما خوب است. ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند. با این همه اگر عمری باقی بود طوری از کنار زندگی می …

  4. 11:33

    زمان از رواج می افتد باستانگیرایی یعنی استفاده از واجگان یا ساختارهای نحوی زبان کهان به گونه که بتواند سخن را برجسته کند این بیت علی معلم را ببینید بادها نعرزنان پوی کنان در کردر مادران موی کنان موی کنان در کردر پابرقی، مصنوی کوچ، روزنه اطل…

  5. 13:10
    Chapter 5: نگه. جز پیش پا را دید نتفاند که ره تاریک و لغزان است پاورقی زمستان صفحه 97 باستانگرایی در نحو زبان هم دوشوارتر است و هم دامنه محدودتری دارد چون به آن پیمانه که واجگان در طول زمان تغییر می کنند نحو متغیر نیست به هر حال در مورد واجگان این نکته را باید در نظر داشت که از رواج افتادن گاهی ناشی از تکرار بیش از حد واجه در شعر و عدب است و گاهی ناشی از اوامل دیگری به گونه ای که آن واجه بدون رواج شدید و فرسایش از زبان حضر می شود مثلا می توان گفت کلمه اختر به فرسودگی رسیده و کنار گذاشته شده است ولی کردر به این حد نرسیده است بنابراین در کردر احساس تمایز می کنیم و در اختر احساس فرسودگی باستانگرایی هم در واجه هایی بهتر مستاق می آبد که به فرسودگی نرسیده باشند ولی نمی توان منکر این شد که باستانگیراهی دریافت یا درک شعر را کم و بیش دشوار می کند و با آنچه درباری امروزی بودن زبان گفتیم سر ناسازگاری دارد ممکن است مخاطب شعر معنی واجه کهان را در نیابد یا در یابد و نتواند خوب تجسسم کند به واقع شاعر با باستانگرایی از وضوح و شفافیت زبان می کهد و در عوض به تمایز آن می افضاید گاهی این افضایش آن کاهش را جبران می کند و در این صورت معامله به سود شاعر است آئر بیش از آن چیزی به دست می آورد از دست می دهد در موارد اندکی نیز همون کلمه باستانی از شکل امروزیش گویاتر است اینجا هم تمایز پدید می آید و هم درک شعر دشوار نمی شمد کار برد آتشدان به جای اجاق چون این حالتی دارد این کلمه هم باستانگرایانه است و هم رساننده مفهوم خود حتی رساتر از خود اجا ایراد دیگری که می توان وارد کرد این است که گفته شود این واجگان کوهن و متروک بی دلیل متروک نشدند و حتما احالی زبان نیازی به حفظشان احساس نکردند. 300s · Speaker 2

    نگه. جز پیش پا را دید نتفاند که ره تاریک و لغزان است پاورقی زمستان صفحه 97 باستانگرایی در نحو زبان هم دوشوارتر است و هم دامنه محدودتری دارد چون به آن پیمانه که واجگان در طول زمان تغییر می کنند نحو متغیر نیست به هر حال در مورد واجگان این نکت…