‎⁨اندیشه۱-هشتم-AudioConverter⁩

28:06 1 Zvučnici 6 Poglavlja 431 segmenti

Poglavlja

  1. 0:00
    Poglavlje 1: عوض بالله شیطان الرجیم صلاح الرحمن الرحیم در جرسه گذاشته ما بحث و جیش روی کردیم که در قرآن می فرماید که برای شناخت خدا دو راه وجود داره یکی راه و سیر آفاقی بود و یکی هم سیر انفوسی بود سیر آفاقی یعنی ما به واسطه مشاهده آلم مخلوقات هران چکه بیرون از ماست و غیر ماست دقت بکنیم تذبر بکنیم میتونیم یه شناختی نسبت به خدا پیدا بکنیم که تو جرسه گذشته ما از زاوی نگاه عظمت و بزرگی آلم به دنبال این بودیم که یک درکی و شناختی نسبت به خدا پیدا بکنیم و بهتر اون معنای واجه الله و اکبر رو که خدا بزرگتر است از همه چیز حتی از اون خدای ذهنی ما بهتر معنای این رو بفهمیم اما توی این جرسه یه مقداری با اون سیر انفسی کار داریم یعنی شناخت خدا از طریق درون خودمون و در واقع اون منی که در درونم وجود داره ما توی جرسات قبلی یه توضیحی راجب فترت و قریضه دادیم خدمتون توی این جرس هم یه کلیپ براتون اگر ایتا اجازه بده شما ارسال خواهیم کرد در تفاوت فطرت و قریضه که این کلیپ رو حتما ببینید و تو قسمت خلاصه هاتون باشه اما یه مروری از اون جرس هات قبلی من بخواییم بکنیم گفتیم که اگر یه سری میل هایی مشترک باشه بین انسان و حیوان به اونها میگیم قریضه و اگر یک میلی اختصاصی انسان باشه به اون میگیم فطرت این سیر انفسی و شناخت خدا از طریق خودمون و اون من درونم رو اصطلاح هم بهش میگم برهان فطرت بازم که یه جرس قبلی ما گفتیم که سه برهان رو بر خدا بر وجود خدا میخواهم بیاریم برهان فطرت، علیت و برهان نظر رو الان میخواییم وارد بحث برهان فطرت بشیم یعنی شناخت خدا از طریق خودمون خب طبیعتم باید باجه فطرت رو یه مقداری معناشناسی بکنیم این کلمه از ستا حرف اصلی فطره گرفته شده فطره در لغت به معنای آغاز و شروعه تو بعضی از فرهنگ لغت ها هم به معنای خلقت اومده یعنی یه چیزی که خلق میشه واجه فتره رو به کار میبرن مثلا خدا در قرآن میگه الله و فاطر و سماوات و از خدا خلق کننده و به وجود آورنده آسمان ها و زمینه اما معنای اصلی این واجه همون آغاز و شروع هستش در خلقت هم که به کار میره از این جهت هستش که هر چیزی که خلق میشه در واقع یک شروعی برای اونه و یک آغازی برای اونه لذا واجه فترم مناسب شد با خلقت یک شروع و آغاز هست و در این معنا به کار رو این در لغت واجه فترت رو خدمت تو نرس کردیم اما در استناه وقتی این واجه به کار میره منظور یه نوع خاصی از آفرینشه. 304s · Speaker 1

    عوض بالله شیطان الرجیم صلاح الرحمن الرحیم در جرسه گذاشته ما بحث و جیش روی کردیم که در قرآن می فرماید که برای شناخت خدا دو راه وجود داره یکی راه و سیر آفاقی بود و یکی هم سیر انفوسی بود سیر آفاقی یعنی ما به واسطه مشاهده آلم مخلوقات هران چکه ب…

  2. 5:04

    فطری چیه؟ مشخصه هاشون چیه؟ که برای ما قابل تشخیص باشه. سه تا نکتر اینجا خدمتون ارز میکنیم به عنوان ویژگی های امور فطری. نکته اول این هستش که هر چیزی رو که شما بخوایید. به فطرت نسبتش بدید و جز امور فطری به حسابش بیارید این باید در همه افراد …

  3. 10:09
    Poglavlje 3: همدیگه مثلا فرض بکنید من در همین جایی که الان قرار دارم همین جا نباشم در این این که اینجا هستم اینجا نباشم این نمیشه این محال اجتماع نقیزه محال است نمیشه شما در کلاس باشید و در کلاس نباشید وجودتون این نمیشه اینگاه میشه جز اون شناختهای فطری انسان که در تمام انسانها و در تمام زمانها و بدون نیاز با آموزش قابل درد هست پس نکته دوما این شد امور فطری تقسیم میشن به شناخت ها و معلومات فطری و میل ها و گرایش های فطری این هم نقطه دوم و نقطه ثوم بریم سر اون فطرت خداجویی که در انسان بوجود داره و مربوط به بحث این جنسه ما میشه ما نسبته به خدا هم شناخت فطری داریم و هم میل فطری داریم میل فتریش باز توی جرسه همون بحث تفاوت فتسد و قریبه گفته شد اما شناخت فتریش هم باز ما توی جرسد قبلی اشاره کرده بودیم به فناسو اگر یارشون باشه دوستان ما یه مثال رو زدیم بحث دریا و موج بود گفتیم که فرض بگیرید که این دریا خب وقتی به ساحل میرسه تبدیل به موج میشه موج بخشی از دریاست همه دریا نیست نمیتونیم بگیم موج مساوی دریا حالا این موجی که یه بخشی از دریاست وصله به دریاست اصلا شما اگر از این موج دریا رو بخوایید بگیرید و خالی بکنید چیزی به اسم موج دیگه نمیمونه براتون این موج اگر دارای درک باشه شعور باشه و بفهمه به میزانی که خودش رو بشناسه و امیختر بشناسه شناختی هم نسبت به دریا پیدا میکنه این میشه شناخت فتری نسبت انسان با خدا اینجوریه یعنی ماها وصله به خداییم بخشی از خداییم اگر خدا رو از وجود ما خالی بکنن چیزی از ما باقی نمیمونه و به میزانی که انسان خودش رو بشنسه با همون علم حضوری به میزانی که انسان خودش رو بشنسه شناختی هم نسبته به خدا پیدا میکنه چون بخشی از همون خدا هستش این چه شناخت فطری؟ توضیحی هم دادیم که یه شخصی میاد خدمت امام صادق و میگه که خدا رو من نشون بده یه جوری ببین که من خدا رو حسش کنم بفهممش ببینمش که از در میگه که آیتو سوال کشتی شدی میگه بله شده که این کشتی مثلا قرق بشه توی این موقعیت قرار گرفتی میگه بله حالا شما تصویر بکنید که کشتیی که در حال قرق شدنه وسط و اقیانوز دست بهید جابن نیست توی اون موقعیتی که از همه قطعه امید کردی و به هیچ کسی امیدی دیگه نداری آیا ناامید مطلقی؟ امام صادق میگه تو این لحظه ناامید مطلقی میگه نه تو اون لحظه حس میکنم باوردارم میفهمم که یه قدرت قوی تری وجود داره که اون اگر بخواد میتونه من رو وسط همین اوگیانوس هم نجات بده امام میفهمد که این قدرت قوی تری که تو اون لحظه تو درکش میکنی، حسش میکنی، خودتو بهش وقت میبینی، همون خداست. 300s · Speaker 1

    همدیگه مثلا فرض بکنید من در همین جایی که الان قرار دارم همین جا نباشم در این این که اینجا هستم اینجا نباشم این نمیشه این محال اجتماع نقیزه محال است نمیشه شما در کلاس باشید و در کلاس نباشید وجودتون این نمیشه اینگاه میشه جز اون شناختهای فطری …

  4. 15:09

    یکی میگه بوته، یکی میگه گاوه، یکی میگه مثلا خدای نکتاست. اینها مثلاقاش باید. اما اصل این که خدا رو ما میخواییم و خودمون رو وصل به اون خدا میبینیم این نیازی به آموزش نداره و در همه امسان ها هست. آموزش در شدت و ضعفش در پررنگ شدن و کمرنگ شدنش …

  5. 25:15

    آورنده شما به وجود آورنده یه تصویر ذهنی تونید پس شما میشه که علت فائلی آتش به وجود آورنده گرماست. آتش میشه علت فاعلی. ما یه غیردین هم داریم؟ بله. مثلا علت قایی. علت قایی یعنی چی؟ یعنی هدف. مثلا میگن علت آمدن شما به دانشگاه چیه؟ علت آمدن شما…