برنامه همواره برنامه اول محمد تربتی -NEW - 12 October 2026 - 04-07-13 PM

54:33 8 Puheenvuorot 16 Lukujen yhdistelmä 784 Segmentit

Lukujen yhdistelmä

  1. 0:00

    رو هر دوربینی که میره صدای همون فعال میشه؟ نه، الان که نه، الان صدا کلا مستر گیره صدا رو مستر یه جام گیره خدا یه خود کلامی که تو راضی هستی به زبانمون جاریکم و این دوغامش فهم کنه بسی ریقب برکت بده آره، اون موقع من کل فول غاب داده بودم الان ب…

  2. 5:06
    Luku 2: کرده بلاخره ابراز لطف میکنم دوستان اگرم از دشمنان بوده که در حقیقت تحسادتشو برنگیخته چون فارق از اینکه امکان این باشه که آدم بتونه بشینه یک پرنامه ای زبد بکنه این سرعت و این همه چیز روی میز بودن و همی که رو میز داریم سویچ میکنیم و تدوین میکنیم خیلی به نظر من رشت برنگیزم ببین شاید این اتفاقی که افتاده برخواسته از یک تله رخاشدگی بهش میگن توی حوضه روانچناسی که همه همون داریم تله رخاشدگی از کودکی میگه که آقا کسی نیست خودت به داده خودت برس بچه هایی که حالا در کودکی پدرمادرشون جدا میشن یا یکی از اعضای خانوادر از دست میدن یا تداد خانواده اینقدر زیاده مثل ماها که باید برای سنب خودت به جنگی که مثلا چیز نشه سرت کلا نره یا مثلا خب ما دانش آموزهای کلاس های چهل نفره پنجا نفره اینه همه ما دوچاره تله راهاشدگی تله راهاشدگی باعث میشه که یه جایی هم کار کرده مصبت داره من خودم از وقتی شروع کردم هر ایست بودم که همه چه یاد بگیرم چون فکر میکردم که تا آخرش باید خودم خودم همه کار رو باید انجام بده مثل یه میگن تو فوتبال میاد چقدر یارو خورست همش خود خودش دیری بکنه خودش شود بزنه خودش و واقعا این حس وجود من بود و حتی اطرافیان هم سعی میکردم میدون نرسه چرا چون فکرم که این فرصه داگه از من گرفته بشه ممکنه دیگه بر نگرد برا همین تصویر برداری رفتم یاد گرفتم تدوین یاد گرفتم و بعدا نفتم کارگردانی خوندم مستند ساختم تیزر ساختم و همین هم یکی بیژگی هایی تو شد کار رو جمع میکردی همین و از افتخارات من این بود که آه من خودم یه نفره مثلا تو زبونم با تجهیزات الان نه تجهیزاتی که ما کار میکردیم الان مثلا دوربین ازما پاکت اومده گوپرو اومده استابلایزر داره اصلا اینجوری نبود که خود پایه های دوروین یا اینقدر سخت بود کار باشون راحتی شوان نمیتونستی موسیقی پند بدیم و هم میخوام بگم که این برای من شد یه مذیعت رقابتی که اینکه اگر بلد نبودی اما این بخش شروع سرت گلا میره اصلا توی تلویزیون یکی از مذیعت رقابتی های من این بود که من خودم استاد پلی بک ساختن بودم و هستم همچنان توش مدعیم چون سالها کار کردم و حالا تایی کننده شدم فوتو فنهای تایی کنندگیرم هم یه نفره تمام کار بلده جوانه انگیزه داره بعد تله راهاشدگی داره مثل خوره میوفته به جون کار همه کار رو ما یکی از درگیری هاون با پخشیم بود که میگودن آقا دو روز قبل 48 ساعت قبل باید آیتم بدید تا ما بچه همون فرصت کنم آقا ما به لحظه ایم امروز مثلا فلان اتفاق صغفتده ما بعد از آر رو آنتن به شما میرسونیم این برای شما یه مزیدیت حالا که یه تیمی و همین باعث میشه که همین دوچار چون برنامهاشون ما هم میریخ با اونا یه نز نقطه منفی تدقی میکردن امروز هم حتی کار بیجه رسیده که من یک دوره تحت اومان ارتش یک نفره برگزاره کردم که یه سری از دامش آموزهای منطقه 16 بودن یه سری بچه های منطقه 2 بودن تحت اومان ترحه آرمان بعضی فیلم هاش هم توی پیج هم هست که دارم تدریس میکنم تحت اومان ارتش یک نفره دارم بهشون میگم که آقا یک نفری میتونی حتی با موبایلت فیلم بسازی، مستند بسازی، گزارش بگیری، دوری محتوا بکنی و دارم بهشون یاد دیدم که چطور فیلم بگیری. 238s · Speaker 1

    کرده بلاخره ابراز لطف میکنم دوستان اگرم از دشمنان بوده که در حقیقت تحسادتشو برنگیخته چون فارق از اینکه امکان این باشه که آدم بتونه بشینه یک پرنامه ای زبد بکنه این سرعت و این همه چیز روی میز بودن و همی که رو میز داریم سویچ میکنیم و تدوین میک…

  3. 9:04
    Luku 3: یه جایی.. 300s · Speaker 3

    یه جایی... من به این نتشه دستم که واقعا دارم فرسوده میشم و به اون آرزوهایی که دارم ازش... یعنی نقطه قوت هم تبدیل شده به نقطه ضعف هم چون همهش باید کار بکنه باید وار کنم دیگه آره که من رفتم اونم اونجایی بود که میخواستم فیلم داستانی بسیزم اصلا…

  4. 14:05

    پولو خوبی همه بود دادم ولی انقدر برام جذا بود گفت بیا ببین چجوری میشه گفت ما دیگه اوکی دادیم باید بریم درش بیاریم خیلی چالش داشتیم هنوز ببینم این که میگه حوشی مصنوعی دقیقاً چیه تو از کار شما؟ معنی شاید زهنا بره به این سم که مثلاً یک فیلم نا…

  5. 19:08

    بحث اینه که تو که داری زحمت میکشی یه پرامتی بدی یه مشخص سطری بدی بلاخره داره حوش مصنوعی برای تورید میکنه چرا بعضی از ظرافتهایی که اتفاقا خیلی هم سخت نیست؟ یه بخشیش نگاه های امزای هنری هر آدمیه که اگه شما قرار بشه مثلا یه قابی به بندی ممکنه …

  6. 20:21
    Luku 6: بشه بعد بهش که چی گفتی؟ میگه بهش که باتم لطفاً این آقا رو نیش نزن این گناه داره بذار اجازه بده این رچه به تومه بعدین حمله کن خیلی خوبه ظاهرش خوبه ولی فریبه الان ببین اگه احالیت قراش چدی پیزه داشتن میتونستن ادعا کنن که اون آقا مثلا قرآن رو تعریف کنن یه آیه حالا قرآن که خواهر تعریف کنید ولی دیدی شعر میگه برات حتی حدیث یعل میکنه ببین مثلا در امروزی کتاب ببین یک چیزی عبارت شده مثلا شما میفهمی کتابی که طرف با حوش مسلوی نوشته کمک گرفته تا کتابی که حاصل ترابشات ذهنی یک آدم هست و قطعا شما متوجه میشه یه عبارت حالا امروزی کتاب ب نسبتش به حوشم اصنوی یه عبارتی و یکی از این اساتید گفت در تعریف حوشم اصنوی خیلی جالمه می گفت که مثل یه نوجوان نهده ساله است که خیلی خب توامند اطلاعاتی داره اونها این باید پرورشش بده و خیلی هم دنبال اینه که از شما تعیید بگیره این پرورشه مهمه مثلا من یه او به ذهنم رسید که از حوشم اصنوی استفاده بکنم حالا راه دیگه ای هم بود ولی و بگم که مثلا ده تا کتاب رومان عاشقانه مطرح که فضای داستانها مثلا در پایز داره میگذره به من معرفی بکنن به طور طبیعه اگه میخواستم جستجو بکنم خیلی زمان میبارد میخواستم از فرصت استفاده بکنم بعد ده تا کتاب اسم نوشت و اسم نویسنده و خیلی مفصل و عالی چندتش واقعی بود؟ بعد هشتتش واقعی بود و من رفتم دواش کردم گفتم که این دوتا کتاب اصلا وجود خارجی نداره و اتخایی کرد و این ها ببین متوجه شد که با یه نفری که درسبب به کتاب حساسه طرفه سری بعد که با یه تعریف دیگه ازش مثلا ده تا کتاب خواستن گفت ببخشید هفته هم هم بیشتر پیدا نکرد به میگن ماشین لرننگ خودش خودش رو کامل میکنه و به اساس شناخت قبلی باهاد رفتار میکنه یعنی این رو باید پرورش بدیم نظر اصلا این خوب نیست که ما هوشم اصنیم اون رو هی تغییر بدیم آره آره با یک هوشم اصنیم اصطفاده کنیم اتباعا من مثلا گوشم رو دست بچه ها نمیدم که باشی سرچ کنم به خاطر اینکه اون بمونه دیتا بمونه علاقه مندیه منونه سیف میکنه و بعدا یک جایی ممکنه حالا جدایی از این حوش مصنوعی به بیگ دیتا دسترسی داره ولی یک جورایی بیشه گفتش که خصیصه اطلاعات رو همه رو یعنمید بده هر چقدر شما به سردر بیاری سرت رو کلا نمیذاره مثلا شما ازش یه پرامت میخواهی مثلا برای یک مثلا نسخه فیلم نامه و خیلی توی سر و شکل خیلی جالهی برایت میچینه خب من فیلم نمشتم دیگه یعنی که سوژه بشمیدی برای موقعیت هایی که داده اصلا نه خود سوژه همین چند بد میده اصلا میشه که آقای فیلمنامه برای من بینیست برایت میدیست آره با اینکه دیگه خیلی سهمه ولی مسئله اینجاست که وقتی میره نگاه میکنه میره خیلی از چارچوبه ها را را عایت نکرده حوش مصنوعی برای کسی که تو حوضه خودش متخصصه و سردر میاره و میتونه گفتگوی تخصصی رو رقم بزن و شکل بده عالیه میتونه بهش کمک کنه چون هر دو چیز باشه ما چشو میگیره اینو نگفتی آراست میگیره و اما دیتا رو میاره بعدی بازم توی حساب کتاب و عدبیات محمد خیلی اوزا فرم کنه یک نویسندهی بود بخشی حرفت یادت نره یه نویسندهی بود که حالا ابسه بعدا اولین کتابش منتشه شد بیشتر منتقد عدبی بود من خودم خیلی نقداشو میپسندیدم هم قلمش خوب بود و هم سراحتش بعد حقیقت اصلا مسیر آشناییمون هم در فضای مجازی به حاطر همین نوشته هاش بود و ازش خواستم که مثلا تو یکی دوتا نشست نقد شرکت بکنم یه مدتی گذشت احساس کردم که نوشته هاش دیگه اون دلچسبی رو نداره من روم نمی شد بگم که این ها من بوی هشیم بگوشم اصنویی ازش میشتم هم. 300s · Speaker 4

    بشه بعد بهش که چی گفتی؟ میگه بهش که باتم لطفاً این آقا رو نیش نزن این گناه داره بذار اجازه بده این رچه به تومه بعدین حمله کن خیلی خوبه ظاهرش خوبه ولی فریبه الان ببین اگه احالیت قراش چدی پیزه داشتن میتونستن ادعا کنن که اون آقا مثلا قرآن رو ت…

  7. 25:22

    بگوشم اصنویی حس این نوشته رو و نقد رو میگره. بعد گفتم که مثلا کاشی کار نکنین بخاطی که اون لطافت قدم شما رو میگیره. برای یه متن کتایی برای پوست اینستگرامی مثلا میخواید بنیمیسی دیگه زمان زیادی نمیگیری. اما قادم میخواید پروژه با فصلت تری رو ان…

  8. 30:26

    نویسیه که این دستوری که بهش میدیر رو گفل میکنه یا این رو اینی که میگه مثلا دیگه آره همین رو فقط برام انجام بود تحبیرم مثلا تحبیری که من درورده بودم تربیت بود این چون مشخص تحبیر قشنگی بود تحبیت بکنیم و البته بازم یه جایی لگت میزنه یه جایی چم…

  9. 35:27

    خب همه رو با حوش مسایی انجام دادیم یه دونه مشکله ترجمه نداشت که بخواد برگرده یه نسخه بود که یه بند خدای اصرار داشت که ما ترجمه های خودمون میخوام انجامه اد همون یه دونه برگشت خود مشکل داشتو ترجمه مشکل داشتو ترجمه نتونستو خوب ترجمه بکنم من نم…

  10. 36:55

    سیستم توضیح و انتشارش هم مهمه نه؟ حالا اون یه توی اون دوره به شکل جهادی هر کسی اومد پای کار و وقتی ما مثلا هرکی یه بخشش رو تولید میکرد به توانش و ما اینها رو کنار هم بسته بندی میکردیم و دست هرکی میرسوندیم به لطف خدا و خواست خدا راهش باز می …

  11. 38:29

    همهان کرده بودیم آقای رفتی رو زبط برای؟ من رفتم رو زبط گفتم بسم الله الرحمن الرحیم همواره شروع شد با آقای رشیدی که داره پول میرزه به حساب وچه ها شد تو تازه سرعت آوردی بالا بعد هم بی خیاشه تا اگه یاد باشد گذتم که آقا سلام علیکو برگشتی کن که …

  12. 43:29

    شرکت آسو که همه بچه های دعی هشتادی و دعی اواخره دعی هفتادی ها اونان خودشون کار کردن خیلی تمیز و خوب در آمد یعنی تو اگر می رو خیلی برای والی بود و پروژه دارن از هندوستان دارن باشون کار میکنن و خیلی از بچه هایی که توامندن متاسفانه از ایران می…

  13. 48:17

    آماده ای؟ آره این فیلم

  14. 49:39

    به این باید آره این فیلم نمیتونیم بگیم کاملن رئال بوده سبکش فتورئاله ولی به باسته که کانسپت هایی که ما داشتیم از ذره تاریخی و حالا تعریفی که برای شخصیت داشتیم و اینها یه جایشش شد نزدی که به فضایی مثلا انیمشن کرده بود و اینها ولی یه اتفاقی ک…

  15. 51:06

    شما هر پلان و جده باید تعریف کنی بگیری؟ ببین ما اگر که بخوایم بخشبندی بکنیم این فیلم رو من اتفاقی که افتاد از تمام مراحل فیلم برداری گرفته از انتخاب بازیگر گرفته انتخاب لباس گرفته نمیدونم انتخاب سحنه گرفته همه را ما با حوش مستوعی اومدیم این…

  16. 54:30

    آوی بخوریم باید رو