ترم دوم جلسه سوم تکوینی

2:49:27 8 Ke Keiki 48 Nā Hapa 2224 ʻĀpana

Nā Hapa

  1. 1:51

    بشیم. چهارزا تعبود به خود رو می دیم. تعبود به نظمه که توی کلاس راهایت می کنیم. به اتاق درمان هم. میکنیم توی زندگی شخصیمون هم سعی میکنیم تا جایی میکنم رعایت کنیم یادمون باشه که نظم باید به این اطاف کشوده باشه یعنی نظمی که به این اطاف کشوده ن…

  2. 6:52

    یه جایی تحقیر میشین خود رابطه رابطه الگوهای رو بار میکنه که مستقل لدد آدمه برای همینه که ما به جز این که بگیم آدم ها چه میکانیزم های دارن با این سراکار داریم که آدم ها چه قلقوی ارتباطی دارن مثلا سی این پیشون چیه قلقوهای معیوب ارتباطیشون چگو…

  3. 11:53
    Papa 4: گرفته باشه درمان اتفاق نمیدفته این رو یه نقدیه که به تمام درمانهایی که قلقوهای باطی رو ندید میگیرن وارده این نقدیه که شما اگر نگاه کنید فربین یا خیلی از شاجرده کلاین به زنی میگیرن وارد میکنه وقتی هم تو کتاب خودش آورده میتونید تو کتاب وقتی هم بخونید محلرم یه راجبش داره حالا مقالی میدارم میگم یکم فکر کردم بگم بهش چرا؟ چون خیلی وقتا رابطی درمانی یک رابطه بیمارمون است باید ببینیم آیا این رابطه مستقل از الگوهای مرتباطی یکی بیمار جاهای دیگه ساخته و این الگو انتقال دوزی داده نمیشن نمیخوام پیچیدش کنم سادش کنیش رو بگم از اینجا شروع میشه که وقتی میگیم رابطه درمونی جفتمون منظورمون یه چیز باشه جفتمون درمون رابطه میخواد یعنی شنیدی دو تا قرار دو نفر قرار میذارن میخواستن با هم من بنویستن میرن یک کافی شاپ پیزا سفارش میدن بعد نور کم موسیقی ملایمی که چشش و خمار رو میکنه با اون یکی میگه عزیزم تو هم دلت همون چیزی که منم میخواد دلت همون چیزی میخواد که منم میخواد باقی یک جو که تعریف نمی کنم چون هم جوگار رو من خرار میکنم دیگه امیدوارم خودتون بقیهشو حلز بزنید. 301s · Speaker 2

    گرفته باشه درمان اتفاق نمیدفته این رو یه نقدیه که به تمام درمانهایی که قلقوهای باطی رو ندید میگیرن وارده این نقدیه که شما اگر نگاه کنید فربین یا خیلی از شاجرده کلاین به زنی میگیرن وارد میکنه وقتی هم تو کتاب خودش آورده میتونید تو کتاب وقتی ه…

  4. 16:55

    میدیم که تو مشکلت پدر مادرت هم کمکم بت نمی کنن و یه دعویم درسته؟ خب ما با چیزایی که تو گفتیده این با محیطتو آشناه میشیم میفهمینیم بیرون چه خبره؟ مهمه که بیشتر راجبش بتونم. حالا بذار یه ذرم راجب خودت صحبت کنیم. مشکل خودت چیه؟ اگه بخوایم از خ…

  5. 21:58

    کنه شاید اون وقتی میگه رفتن پیش تراپیستم منظورش رفتن پیش کسی که از راه نماهی بگیره آیا اون میدونه چی میخواد و آیا خواسته اون برای ما هم دقیقا روشنه اون که حتی هنوز مشکل درونی خودشو نمیدونه میخوام حالم خوب بشه دقیقا یعنی چی؟ و آیا میدونه مسئ…

  6. 23:27

    سلام بذار. میخوام دکتر من خیلی تعریفی شما رو شنیدم. اومدم حال من رو خوب کنید. به نظر این که من حالت رو خوب کنم کافیه بله کافیه واقعا اصلا دیگه هیچی من از خدا نمیخوام بجود اینکه شما مهار کنیم حسود علم من خودم استرس کرده خب من اومدم اجماع به …

  7. 28:31

    این کارو نکنید گفتگوی شما یه گفتگوی عقلانیه و این رو یادتون باشه ما میگیریم ولی معنای لکانی مد نظرمون نیست گفتار بدون عواطف و انگیزه ها گفتار پوچه انگیزه و عاطفه هم تفابط وجود داره آتفه کمک میکنه یک چیزی برای شما رنگ آمیزی بشه و انگیزه کمک …

  8. 32:08

    نمیدونم بازن بگیم چی کار کنم خب میدونی من اینو الان همینجا به چشمم هم دارم میبینم آدم وقتی ندونه با زندگیش چی کار کنه نمیدونه با درمان و اتاق درمان هم چی کار کنه چیزی که گفتی خیلی کلی به تو کمک نمی کنه بتونی خوب مشکل خود رو پیدا کنی و خوب ا…

  9. 37:13

    چی کار میکنید مشابه نمیدید راه نمایی نمی کنید دارو نمیدید درد دل نمی کنه بلکه یک فرایندی رو پیش میدید تا بتونید بهش کمک کنید قدم به قدم بره جلو خواست به مشترک ما یه اقدام سلبی باید بکنیم یه اقدام ایجابی اقدام سلبی ما تعریف کرانه های درمانیه…

  10. 38:29

    باید بگم که کیس ازدواجت هست یا نه؟ بله، بله همیشه تا کجا صدم رو داشتیم؟ تا همیشه، گفتی همیشه؟ گفتم همیشه این کار رو میکنی، دوستای باقیه برای تصمیم بگیرن چی کار کنی؟ همیشه نظر متخصص ها رو میگرم، فاهم در هرچی متخصص بگه حتی تو رژیم تقضی هم توی…

  11. 40:35
    Papa 12: منظورتون منم یا هانیه دیگه این ها هانیه سی رفی باشت خب ایشون رفی تستشو برگرد بالا ولی الان نیست دب نداره هانیه علیزاده انجام بده نه درست شد اصداد بس شدم حالا هرچی رو سب کنیم نه شروع کنیم هاینیه خب من حالا اگر باشم میگم که فکر کنم که یه دور با هم کنیم بزر از اخر شروع کنیم فرم در طور اومدم پیش شما ببینم این پارتنرم رو بگیرم یا نگیرم خیلی خوشحال هم از این که برحال در مسیر قرار گرفتی که برای انتخاب راهت داری نگاه میکنی و بیشتر دقت میکنی ولی لازمه که اولش باید بگن من تخصصم مشابره فردیه و در مشابره ازدواج امروز نمیتونیم با هم صحبتی داشته باشین مشابره ازدواج جلسه دیگری داره و قبانین کاری دیگری ولی میتونیم با هم دیگه راجع بینیم امروز صحبت بکنیم که اون چیزی که الان در درون تو تو رو میترسونه یا یه احساساتی رو برای تو برنگیخته کرده راجب اونا صحفت بکنیم از ترسات به من بگو از اون چیزی که تو رو الان مردد و نگیران رو به روی من نشونده بهتر راجب اون با همدیگه امروز صحفت بکنیم متشکرم دوسته رفی جلسه را از یک جلسه مشاوری ازدواج تبدیل به یک جلسه مشاوری فردی کرد. 304s · Speaker 6

    منظورتون منم یا هانیه دیگه این ها هانیه سی رفی باشت خب ایشون رفی تستشو برگرد بالا ولی الان نیست دب نداره هانیه علیزاده انجام بده نه درست شد اصداد بس شدم حالا هرچی رو سب کنیم نه شروع کنیم هاینیه خب من حالا اگر باشم میگم که فکر کنم که یه دور …

  12. 45:39

    دارم میذارم یکی دیگه که به اندازه من شناخت نداره تبعاتشم بعد به هم نشون بده دیدین چه مشکل بزرگیه تا من با این فهم این مشکل بفهمم که او اصلا داستانی نیست که من میخواهم این انتخاب بکنم یا نکنم داستان اینه که من چجور آدمی هستم دیدارم یه تصمیم …

  13. 47:20

    خب پس تو الان یه تردیدی داری راجب تصمیمی که برای کل آیندت داره اثر گذاریم کنه یه تصمیم موقعی بگیر اومدی از من کمکم کنه این وقت شوارم داره میگذره این یه دونه هم اومده میگم که دیگه این یه دونه را من دست ندارم در این حال یه نگررانی هم داری که …

  14. 49:06
    Papa 15: ادیم کنم. 300s · Speaker 1

    ادیم کنم. ولی بیشتر میخوام اقل ببینم خودت با چیزایی در بود. چه چیزایی برای تو شک برنگی زهد؟ دوباره ممکنه سهر راست بریم که مسیر مشاهر ازدواجی اینجا درقه بکنید دو تا کار دو جلسه درمانی با فرم گفتگوی که با بیمار دارید یک نشون بدید کرامان کجاست…

  15. 54:07

    بعد اون موقع سن و بچهت هم باید بیپونی تو بکشن همین قیفته تو ببینید دارین روشی به حال بده تو حرف میزنیم نه پیچون نه انداز رو من حواس جمع صحب کنیم ببینید متوجه این گفتگو شدید آیا این گفتگوی گفتگوی تکنیکالی درمانی بود آیا عدبیات درمانی داشت نه…

  16. 58:31

    اومدید اینجا بله قد شد

  17. 1:00:00

    خب دارید الان صدایی من رو جا شو شنیدید؟ متحد کردن مدام بیمار به خودش اها اون نقاط مهم را شده به پوستم رو هی داداشت کردید ما بیمار رو به خودش متحد میکنیم کمک میکنیم اون خودی که حاضر به خودش کمک کنه اون خود عرضشمندش بازسازی بشه شما اینجا اومد…

  18. 1:05:04

    همون جلسه اول بعدش میرم تکنیک ها رو میکنم توی همون جلسه اول بیمار رو دعوت میکنید به تماشای آنچه که با خود میکند چه از طریق مکانیزماش چه از طریق الگوهای ارتباطیش چه از طریق رفایتش من پدرامو دعوت کردم به این که ببینه قفلت از خوشتن قفلت از خود…

  19. 1:12:06
    Papa 21: خوشحاله یا کیه که اصابانی نیست خب معلومه که من الان پر از خشمم پر از قیزم پر از احساسات مختلفم خب نکته همینجاست اتفاق بیرونی ناکام کننده است درسته؟ بله حالا اگر شیوه برخورده یه آدم با این اتفاق ناکام کننده توان با توجیح باشه دیگه خشمی بیدار نمیشه اگر توان با درماندگی باشه خشمی بیدار نمیشه اگر توان با استراب باشه خشمی بیدار نمیشه پس لازمه بهش کمک کنیم اون شیوه برخورده عوض بشه تا خشم خودش رو تجربه کنه تا اینجا با من موافقی یعنی وقتی در مورد اون که میگین عصبانی نمیشه پس شیوه درسته آینی اینجا باید تو هنال خشمو تجربه کنی درسته چیزی که تو گفتی دیگه ناکامی خشمو میاره پس اگر ناکامی خشمو بیدار نکنه نکنه این آدم داره اتفاقهای رو توچیح میکنه برا همینه که خشمی بیدار نمیشه اون موقع باید کمک کنیم شیوه شو اصلاح کنه حالا سوال بعدی خشمش بیدار شد زهران خشمتو ب خشمت قرار چی کار کنه؟ نکنه خشمت برگرده سمت خودت خودتو تخریب کنه ممکنه؟ ممکنه نکنه خشمت جا به جا بشه روی یک موضوع دیگهی و اون موضوع تغییر کنه یکی از بچه ها بعد از اتفاقای دیما تو دانشگاه اومد با من صحبت کرد که میخواد از دانشگاه انصراف بده و سوال من این بود خشمی که اتفاقا داره تبدیل به یک نیروی علیه که خیشتنش میشه را از خودش انتقام میگیره یا از دیگری؟ بدونید مسئله بعدی اینه. 147s · Speaker 1

    خوشحاله یا کیه که اصابانی نیست خب معلومه که من الان پر از خشمم پر از قیزم پر از احساسات مختلفم خب نکته همینجاست اتفاق بیرونی ناکام کننده است درسته؟ بله حالا اگر شیوه برخورده یه آدم با این اتفاق ناکام کننده توان با توجیح باشه دیگه خشمی بیدار…

  20. 1:14:33

    این هست این هست ولی تو چی؟ یعنی این که آیا داری درست تو مسیر درست تجربهش میکنی؟ یا نه؟ نه این که اینا هیچ تأثیری روی تو نه باید داشته باشه تو باید یه چیز جداغانه ای از این روامل باشی یا دقیق تر اینه که همه اینها باید رو تو تأثیر داشته باشه …

  21. 1:15:54

    الان که رولپلی می دودم. می خواهی بیایی رولپلی با هم بکنیم. دوباره اون تپش قلبه بره بالا. خب توی شکمت که خبری نیست؟ نه خب پس تو از اولات مخططه این حلاله بیا رولپلی کنیم من بیمارم تو درمانگری شروع کن به خاطر چه مشکل در اونی الان اومدی اینجا؟ …

  22. 1:18:22

    وقتتون بخی؟ سلام به تو علی زنده باشید اصلا من سوال کوچیکی دارم سوالم این بود که توی پیدا کردن شفق قدر خود بیمار آیا نمیشه که آگاه شدن بیمار از کاری که با خودش کرده نباشه بلکه صرفا دلسوزی برای خودش باشه نسبت به اتفاقی که براش افتاده یا یعنی …

  23. 1:21:20

    بیمار درمانه با مشابره مثلا اشتباه میگیره و یه جور اون اراده شو بر تصمیم گیری داره فرافکنی میکنه رو درمانگر یه سؤالی داشتم من وقتی که اون کتاب همفرنی تقیل رو میخوندم تا جایه کدمه توی این موقعیت هایی که فرافکنی اراده پیش میومد چون رودپلیاش م…

  24. 1:30:51

    تو درمانگری هستی که در شکل دادن به اتحاد استادی اما نمیدونم جرسی ثبتون به بچه را نیومد پس در حفظ رابطه یا در اصلاح رابطه اشکالی داریم چون رابطه پویاست بعد از این که جرس اول رابطه برقرار شد تا هفته بعد که بیمار بیاد پیش تو هزار تا اتفاق دران…

  25. 1:32:05

    بریم سراغه تکنیک های مبتنی بر خاست سه تا تکنیک رو با هم مرور میکنیم تکنیک هایی که جلسه پیشم تا حدودی راجبشون حرف زدیم هر چیز بگم که بین خاست و آرزو تفاوت وجود شما ها آرزو هایی دارید آرزو اون چیزیه که براش فانتزی میسازیم از فکر کردن بهش لذت …

  26. 1:34:15

    دوست داد از خواست نفعوت خواست داره سو بیا تو انترنت قد بود ما کلاسامون رو برگذارم ما با هم باستاد هنوز هم صداتون یه مقدار قطو بست میشه هنوز هم یه ذرا قطو بست میشه الان بهتر شد ولی داشتید در مورد این که جنگ بود و انترنت نبود میگفتید قطو بست …

  27. 1:36:13

    به یه دقیقه سب کنید. ما مشکل را حلی کنید. چش می کنم یه مشکلی با خواست و آرزو داره ایمترنت. می خواهد برای همون تبدیل بشه به یک آرزو فکر کنم. بردرگر. چون هیچوقت نه خواست ما رو بروردی کرده. نه آرزو آمون ها آمود دیگر. نمیشته که حقیقت رو بست میش…

  28. 1:41:16

    فهم کانون رو براش ایجاد میکنیم و اینا رو با سؤال ایجاد میکنیم و ثوم بهش کمک میکنیم امیغتر بفهمه هیبر امیغتر بفهمه پشت اعتماد به نفس نداشتن من استرابمه پشت استرابم یک رابطه معیوبه که دیگری رو بزرگتر و خودم رو کوچکتر میبینم الگوی ارتباطیم الگ…

  29. 1:46:22

    جمله ها به تضاد نگاه بکنید هیچ کی من رو درک نمیکنه هم حمایت نمیکنن که مستقل بشم همه میرن رو عصابم متوجه تضاد موجود تو این جمله ها هستیم؟ آره تضادش چیه؟ فلاوش نه شهربانو بفرماییم تضادم دومه واضح بود ولی تضادت اول رحصه بومی مبهم بود شهربانو ش…

  30. 1:51:23
    Papa 33: کار مفیدی رو با هم انجام بدیم برای اینکه من بتونم به تو کمک بکنم میرازه که تا اول به من اعتماد داشته باشیم خب آیا تو اینکه من به درمانگر میگم نمیتونم به شما اعتماد بکنم یه نقض غراز وجود داره یا نداره؟ میتونیم بگی نقض غرازش چیه؟ استاد به نظر میرسه که داره تقلا میکنه که اعتماد کنه یا داره تلاش میکنه که درمانگر این مسئولیت رو برافته بگیره که اعتمادش رو جلب کنم من اومدم با کسی که نمیتونم بهش اعتماد کنم که روانم و رازهامو در اختیارش بذارم که منو خوب کنم میتونی؟ انگار که به یه دکتوری که اعتماد بهش ندارید میخواید بدید چکمتون رو باز کنه چه میدونم جراحی تو میکنه ولی مدامن بهش بیبین من به تو اعتماد ندارم از کجا منو من بیخوش بشم تو کار دیگه نکنی منو بیخوش نکن میخوام نگاه کنم از کجا بدونم منو بیحس کنی چه اتفاق میفته من نمیخوام میخوام با چشمای باز ببینم نمیشه اگر بخوای جراحی بشی لازم نیزانی از اعتماد رو داشته باشی شما به بیمار نشون میدید که ببین چیزی که میخوای با چیزی که میگی متفاوته گاهی وقتا این نقض غرز تو خود رفتار بیماره مثل بیماری که بذارین الان اجراش بکنیم یکی دیگه از بچه ها درمانگر بشه فریده اسماهیلی اسماهیلی درمانگر منه آقای دوچون منه خانده ضعیفه آن فریبا فریبا بچه ها اسمیت اینجا فریده فرد فریبا شراسامان فرید هست با تو خب باهاش امیسی ندارم با فرید خب باز هر وقت فرید اومد ما میفهمیم که فریباست ندارم خب فریبا شروع کنیم بله من بیمارم تو درمان گریم بله من فکرم اکلمه همونه خب من چه کمکی میتونم با شما بکنم چه مشکلی داریم که برای کمک مراجعه کردی؟ من در طور خیلی تنها هم هیچ رابطی به درد و خوری هم ندارم. 300s · Speaker 1

    کار مفیدی رو با هم انجام بدیم برای اینکه من بتونم به تو کمک بکنم میرازه که تا اول به من اعتماد داشته باشیم خب آیا تو اینکه من به درمانگر میگم نمیتونم به شما اعتماد بکنم یه نقض غراز وجود داره یا نداره؟ میتونیم بگی نقض غرازش چیه؟ استاد به نظر…

  31. 1:56:23

    داشت خواهدش میموند تزاد این تزاد اینجاست تزاد خواهد چیزی که اعلام میکنه و آن گونه که هست درسته؟ بله بله صدا تلاشی رو نشون نمی داد از تنهایی گله می کرد ولی تو همین الان می دیدی چه اون خود را تنها کنان در رابطه درمانی حاضره گیالکتیک تردید یعن…

  32. 2:01:27

    در رو که زد تو این دارو رو به اندازه یه ده دقیقه تو دهنت غیر غیره کن ایشاره دیگه همسرت کتکت نمیزنه میگه آقای دکتر اون داره منو کتک میزنه من چرا باید دارو رو قراره؟ نیزاره تو انجامش بده دیگه بعد از دو هفته میگه آقای دکتر خدا خیرت بده از وقتی…

  33. 2:06:28

    نشون بدید بین کاش و کوشششش فاصله وجود داره آمیانه میگن کاش و کاشتیم در نیومد کوششها شانس موفقیت داره تازه کوشش شانس موفقیت داره کاش هیچ شانسی برای محفظیت نداره کاش در خود پروه رفته است کاش بوتیستی که آرزوها تو خودمون میبونن کوشش ها یا به نت…

  34. 2:09:01

    من جمعاً مستقرم بماند که با اینترنت هم درگی بودم میخواستم به این شکل بگم این شکل بیان درسته که من در این اصطلاح چهره و اصطلاح تلاشی نمیدینم برای بله میتونه درست باشه درسته یکی درمانگر باشه. کی درمانگر میشه؟ یکی که تالا درمانگر نشده سوالم نپ…

  35. 2:14:02

    جواد برای من بده یا شما؟ هلان صدا بهتره هست؟ من چون با گوشی میام یه فرده هی؟ هلان بهتره هست؟ صدا شما برای من هستش برای من و یه تیکی کلان قد شد من چون با گوشی میام امیدوارم که صدا تو کاملا خوبه برای ما اما اون شاید نست بازد PYM JBZ خب صدای م…

  36. 2:19:06

    خوبه تلاش تو و کمک من میتونه پرتکی باشه برای اگه تو را از این ازیاد ها نجات بدیم درسته؟ طیقا موافق اول از همینجا شروع کنیم ببینیم وقتی میگه ازیاد دقیقا یعنی چی؟ درمانگر نقش خودشون میپذیره از بیمار هم یه چیزی رو میخواد و بعد تکلیفی به عهده ب…

  37. 2:21:05

    میدیم یه مداخلی باید باشه. یعنی انگاری ما گفتگو رو با یک سؤال پایانی ادامه میدیم. بله. مداخله رو باز نمیذاریم. مداخله رو باز نمیذاریم. آخر مداخله میدیم به یک تکلیف برسیم. ما به بیمار مدام بازخوردهای تکلیف بگیر هم میدیم. یعنی فرض بگیریم که ب…

  38. 2:26:10

    فرافکنی با تو چی کار میدارم بعضی وقتا به خودش بگید که دستاورداشو جمع بندی کنه و شما تصحیحش کنید اگر بیمار بینشش پایین بود شما بهش نشون بدید یادمون باشه رابطه درمانی یک پیوند آتفیه بیماری که با شما غارد یک درگیری آتفیه محدود نمیشه اینم جاز ا…

  39. 2:31:10

    شفافتر بگم که روشن بشه رابطه درمانی بره از همدلی توجه دلبستگی ایمن همایت و احساسات سالم انسانیه گاهی وقتا بیمار به اینها نیاز داره نیازه به توجه داره اما شما اینجا نیستید که نیازشو برابرده کنید درسته؟ گاهی وقتا بیمار نیازه به تعیید شدن داره…

  40. 2:33:55

    یعنی عصبانیت شما برمار درمانگر مهمتر از خواسته منه. بیاز شما از جهاز. آفریم یعنی درمانگر تو قلبیته نه خودش. یه مثالی که من همیشه میزنم اینه. من به شما میگم دکتر. دکتر کی باشه؟ دکتر یه دکتر دافت طلب شد؟ بچه این که میگم دکتر میدونید که کسی که…

  41. 2:38:58

    شما سرتون رو خاروندی ایوای شما یه لیوان آب خورده ایوای شما خمیازه کش نکنه اینا ممکنه فرافکن یا بیمار باشه یا ممکنه بیمار در الگوی ارتباطی بزرگ شده که در اون الگوی ارتباطی خودش همیشه درجه دو بوده انسان درجه دو درقت کنیم تو کدوم الگوی ارتباطی…

  42. 2:40:25

    زهران که من یه زن اصلا حول شدم کاملا حرف مراجع درست بود که ممکنه که خوالودگی از من دیده باشه هم میخواستم یه اعتباری بدم و هم حواستم به اون یعنی ذهنم پیش اسلاید قبلی بود که توجهش رو بیاریم روی خودش که خیلی خوبه که تو میخوایی آدم حوشیار با ها…

  43. 2:41:35

    من دو تا سؤال داشتم اگه اجازه بدین یکی در مورد اعتماد کردن که گفتین که یکی من شما اعتماد ندارم و این توش تناقضه همه مثالتون و تناقضتون توش متوجه شدم ولی تو این نرم فهمیدم که این که میگه من بهت اعتماد ندارم انام کجاش تناقضه یکی یکی خاطر میگه…

  44. 2:43:30
    Papa 47: فکر بکنم در نهایت من هجبورم که یا اعتماد کنم یا برم دیگه آره بیدونی و خیلی این اجبار بدیه دیگه اگه زوری اعتماد بکنی چه اعتمادیه اگه بریم که از درمان محروم میمونی دوباره درمانگر بدی هم مثل من به نظر تو من به داخل چی کار کنم؟ نه میتونم براحتی اعتماد کنم همین که واقعا نه به کمک نیازم و این حل مسئله از همینجا شروع میشه زهران یعنی ببین یه ور آسیب دیدی، ضربه خوردی، اون ضربه بات اومده درمانگر قبلی برای همین به من نمیتونی اعتماد بکنی درسته؟ نه نه و این طرف زوداری که اعتماد بکنی دوباره ضربه بخوری از یه طرف اگر به من اعتماد نکنی خودت از درمان محروم کردی از کمک شدن محروم کردی از خوب شدن محروم کردی درسته؟ نه نه و اگر بتونیم تو این دو راهی یه راهی پیدا بکنیم خیلی کمک کردیم به تو پیشنهادی داری خودت؟ دکتر دقیقا تجربه هم این بود که گفتم اینجا کرد دیگه من مجبورم اینجا خواهیست زب زب بیمون پیش من پیشنهادی داری؟ خب کمکی الان خیلی برای مهمتر از سختی اعتماد کردن خب میدونی ولی اعتماد زوری به من نمیچسبه زوری که من دوست ندارم کسی که بیم اعتماد نداره رو وارد حریمش بکنه خب خودم میخوام که یعنی دیگه میدونین یعنی دیگه به نظرم چپارهی ندارم جز این که برای اون کمکی که میخوام به شما اعتماد کنم و این مسئله شما نیست میدونم که مسئله خودم آره و اون ناچارید مانعه منه دیگه سر ناچاری و همیشه پایه ترس و لرزی این آدم هم ممکنه به من آسیب بزنه ولی ناچارم بهش اعتماد کنم این هم ممکنه کیفم رو بقاب به ولی مجبورم کیفم بدم دستش و دکتر همه جد اینو دیارم آفری و اگه این رو حلش نکنیم ساده بگیریمش فرید میتروفونت باز و و اگه این رو ساده بگیریمش از روش رد بشیم مشکلت رو ندید گرفتیم مقاما چجور آدم هایی هستیم که با ندید گفتن مشکلت رو سر کردیم بریم چلو ببینیم همینجه وایس دادیم تا این مسئله حل نشه ازش نمیریم چلو تر و اگه رو همین وایسیم و عمقش بدیم پایی چیزای دیگهی وسط میاد مسئله درمان گرفتیم مسئله درمانگره قبلی نیست. 300s · Speaker 3

    فکر بکنم در نهایت من هجبورم که یا اعتماد کنم یا برم دیگه آره بیدونی و خیلی این اجبار بدیه دیگه اگه زوری اعتماد بکنی چه اعتمادیه اگه بریم که از درمان محروم میمونی دوباره درمانگر بدی هم مثل من به نظر تو من به داخل چی کار کنم؟ نه میتونم براحتی…

  45. 2:48:31

    و اصلا کمک بگیره خواسته هاشو دنبال کنه علی، پیدرام و بارسین بی زحمت سوالاتون یاد داشت کنید بذاریم برای اول جلسه یه انده یاد داشت می کنید؟ علی تو هم یاد داشت می کنی؟ بارس پیدرام سلامت باشید پیدرام فریز شده خب بچه هم موضوع خودتون باشین هفته آ…