گعده جامعه شناسی - آقای نوذری

33:55 8 Højttalere 11 Kapitel 513 segmenter

Kapitel

  1. 0:02

    خب کیا مدرسه؟ دولتی هن از اینجا؟ یک نفر؟ دو نفر؟ سنپاد دولتیه؟ بارو که باید. کیا سنپادی هن؟ نجام پرستی سنپادی من دارم خواب. دیگه کیا غیرانتفای؟ بقیه همه غیرانتفایی دیگه. کیا فاعزونی هن؟ یک دو سه چهار خان شیش هفت. هفت هشت خوبه دیگه؟ یه سری ه…

  2. 1:28

    توتالی هیچ رفتی به اون چیزی که بنده. نو حتی بوضوعاتش بدن موضوعاتش بدن یه سریاش مشتراک یه سرش ولی میپردازم. میپردازم به این. مرسی. دیگه. دیگه. سوال نداری باقیم. همه سوالاتون حل شده است. خواب بگیم. برای اثر بزنی اجتماعی کدوم یکی از اجتماعی عل…

  3. 2:46
    Kapitel 3: هم بیگه هرام باشیم باشیم سوال؟ حدود تا چه روتبی؟ باشه مرسی و تمام؟ به زندان بگو براشت بگو تشمیم اصنب، تبسی، زندان، وین، رجع شهر بلن به این که بقیه هم بشتم فضای سیاسی علوم اشتماعی داشته این دانشگاه های سیاسیه، هر من از طور به دانشگاه ترمان میشه اونجایی؟ یس یس، اینجا سیاسی ترین دانشگاه کشوره جایی که پا گذاشتیم تا همین چند سال پیش روز نبوده که اینجا زندانی نداشته باشه یعنی تا سال ۹۴ که من یادمه که دانش آموز بودم اومدم اینجا یه روز بچه های شعر سنفی جشن روز بدون زندانی گرفتن یعنی اولین روزی بود ک بچه ها یه روز جشت گرفتن که در این لحظه ولی بلا فاصله جبران کرد که صدا فقای دیگه خدوم هم به من دفتن دستن باشه خوب نه اینطوری آقا این دره رو میشه بس خیلی صدا خوب همینه بریم چقدر وقت داریم من سعی میکنم یه 20 دقیقه براتون جمعش کنم و دوباره با هم یک پرسش و پاسخی داشته باشه خوب خب دوستم به نام خدا خیلی خوشحالم از اینکه به اینوز بیرمتون. 208s · Speaker 6

    هم بیگه هرام باشیم باشیم سوال؟ حدود تا چه روتبی؟ باشه مرسی و تمام؟ به زندان بگو براشت بگو تشمیم اصنب، تبسی، زندان، وین، رجع شهر بلن به این که بقیه هم بشتم فضای سیاسی علوم اشتماعی داشته این دانشگاه های سیاسیه، هر من از طور به دانشگاه ترمان م…

  4. 6:14

    جاوی مویده این بیشتای سامانی بیشتای این از من و این از خوزه های زندگی صبح تا شب هم جامعه شناسیه کارشناسی که بودم از دور ملازه رسومی دانشکاله شهر مجلسی که از کانون هایی جا بودم کانون پینش سال دوم کارشناسی که بودم یک از وزی کتاب رو تریف کردم …

  5. 10:31
    Kapitel 5: این آقا بلاخره مگه شما علم نیستید؟ یعنی این حیرت ممکنه و این گیجی ممکنه به دانشجی علوم اجتماعی دست بده که آقا بلاخره کدومی که از این راست میگن؟ یکی چپ با اقتصاد زهر بنایی تحلیل میکنه کلن یه جور دیگه ماجرار میفهمه یکی راسته یکی جامعه شنسی تفاهمی کار میکنه یکی تفسیری کار میکنه یکی انتقادیه و این گیجی به خصوص حالا مثلا در دانشگرده اروپایی که ی هر دانشکده این سنتی داره یعنی یه دانشکده مثلاً جامعیشستی پوزیتیویستی یه دانشکده مثلاً معروف و به اینکه انتقادیه اینجا خب یه شلمشوربای یعنی یه استاد اینجا مثلاً پدر جامعیشستی انتقادیه میاد اینجا چهار تا عفت میزن زهنتون رو به هم میریزه یه استاد دیگه نه فقط خیلی آماری و پوزیتیویستیه و این جی جی خواه نخواه بهتون دست میده و این دوشواری علم ماست داستان ها می دونید چیه داستان ها می دونید که مسائل انسانی مسائل فنی نیستم پرکردان دندون نیست ساختم ساختم بسیار پیچیدست بسیار پیچیدست و به همین خاطر هرکسی داره به یه این لکی بهش نگاه می کنه ولی خب حضمش ممکنه خیلی سخت باشه به خصوص تو دوره کارشناسی برای شما خب حالا حالا من مشتق از این دو تا نکتهی که گفتم یعنی چند پارادایی می بودن بحران مشروعیت یه اتفاقی که برای دانش جو می افته این که دانشگاه وقتی میان تو دانش کده با یه آش شلمچوربا با یه سحنه پیچیدهی مواجه میشن که هرکی داره یه حرف میزنه و برای این که تو هم بتونی حرف درست حسابی بزنی خیلی باید تلاش عجیب غریبی بکنی و باید مثلا ده سال بری روی مثلا جامعیش از خانواده کار کنی تا بتونی حرف درست سابی بزنی و چون خیلی این کار سخته و از اون طرف هم میبین که خب همه ی جامعه دارن صحبت میکنن درباره فخرها من چرا بارم تو اتاب ده سال در دهنام ببندم تجروهش ریز انجام بدم که حرف بزنم ما با یه وضعیتی موجه میشیم که دانشجوها ترجیح میدن که یه کارکتر نمایشی پیدا بکنن و بشینن وسط آیت دانشگاه شروع کنن سیگار کشیدن و حالا پشت دانشگاه چیزایی دیده کشیدن و تبدیل بشن به یه کارکتر وراج نمایشی که خب مثلا از هر متفکر یک چهارت اسم غلومبه سلومبه یاد گرفته یه فکوی و یه سارتری و یه گرامشی و یه فلانی و یه فلانی و غیره نظریات و حرفا بکنه و پوز بده و خیلی هم راحت تو تقلیل گرفته میشه یعنی تو تو کلاسا ترم اول خصوص شما که مدرسه علومشت غیر انتفاعی بودید و بچه های همین چندتا مدرسه خاص که معلماتون یه خورده چهارتا متفکر ممکنه بهتون یاد داده باشن خیلی با این خطر نمایشی شدن مواجیه چون واقعا حرف درسته ساوی زدن سخته و باید پنه سال بری کتاب بخون و هرکسی و واقعا سختتری کار دنیا به خصوص هی برای نسل های شما که ذهنتون اسکرولی شده و اینستاگرامی شده و همین الان ده دقیقه روی محتوى نمیتونی واقعا متمرکز بشین و خسته میشین و ذهنتون میپره کتاب خوندن تا هیچ سختتری کار دنیا کتاب خوندنه و فکر کردنه و هر هم د چه میدونم؟ قرباهای در حال انقراز و ساختمان و سیمان صحبت نه در برای آزمایشگاه و علوم اجتماعی جامعه است. 301s · Speaker 8

    این آقا بلاخره مگه شما علم نیستید؟ یعنی این حیرت ممکنه و این گیجی ممکنه به دانشجی علوم اجتماعی دست بده که آقا بلاخره کدومی که از این راست میگن؟ یکی چپ با اقتصاد زهر بنایی تحلیل میکنه کلن یه جور دیگه ماجرار میفهمه یکی راسته یکی جامعه شنسی تف…

  6. 15:33

    برگرده یه مسیری که ما صد ساد ساد و پنجا سال یه عالم روشن فکر داشتیم که کشور همینی که هستن نگشتشتن رو ادامهش بده خوب بچه یه مسیبت دیگه ی جامعه شناسی اینه که جامعه شناسی سه چهار تا سنت اصلی داره که احتمالا بهتون گفتن دیگه توی زنگ های قبلی جام…

  7. 17:11

    نگیرن خلاصه. و این مسئله اینوز و بعد یه بزرگانه این که از پیدران جمعه شمسی و مواش نگی بلنده کارل مارکس که این بابا اون موقع میخواسته به فلسخه داستان ما رزار اشتاد و بیست درست میشه پیدر مارکس یه نامه برش درشته و تو اون نامه یه تو خدا برو بود…

  8. 22:11

    یه سری بچه ها نکردن، معتقدن، الان نباید رفسیه سر کلاس چون این قصده مثلا فلان طرف یا سر کلاس بایستی باید باید بری بیرون جواب بتی و این هست و من کارسال یکی از بچه ها ازم پرسید که دروره دانشکده من گفتم من اگه بخوام اسم این دانشکده رو یه عبارت …

  9. 24:18

    شما یعنی ما ما آزاد نیستیم. ما آزاد نیستیم و اصلا اجازه نداریم به مسئلی جوز همین محمقلیت شخصی فهر بیشه بوده در بردن خودمون و معفق شدن خودمون از این موشی محس کننده و فهر گره این جوز این اصلا راه دیگه نداریم. و اصلا رشت های دانشت هایی اجازه ب…

  10. 25:47

    ساده کنم دور بزرم دیکیم اقا بناخره بیتونم جامشه دیگزشگی بخونم بیتونم جامشهbroken سیاسی بخونم بیتونم جامشه ای اقتزادی بخونم بیتونم جامشه استی جینسیت بخونم بیتونم جامشه است عموضش بشار براش بخونم بخت مفتگم آه مشکل کم آموزش براش برم کنن رقابی ب…

  11. 30:49

    دردقه اجتماعی دارم، آده بی دردقه نیستم، ولی من روانم به گفته. من میرم درمشنسی، من میرم بقوع، میرم درمشنسی، در کنارش به جامعه شنسی هم میپردازم، غلط کردیم. این رو گشته باشه و اگر کسی واقعا مسئله اینو داره که واقعا این یه دونه شعبه تو ذهنش مطر…