6596b1ba41f55375dc263f3f_6591238800434961065

56:53 8 Puheenvuorot 20 Lukujen yhdistelmä 966 Segmentit

Lukujen yhdistelmä

  1. 0:00

    بحثی رو که در آغاز شروع کردیم امشب تا حدودی به نتیجه برسونیم و اون بحث این بود که چرا بعد از فیان برای اکرم علی ابن عبی طالب به قدرت نرسید ارز کردیم که برنامه برنامه یهود بود اونها نفوزی آوردن و این نفوزی به قدرت رسید وقتی این نفوزی به قدرت…

  2. 4:34
    Luku 2: گفت چی بفته پیغمبر رو ارسه میذارن گفت خود پیغمبر گفت گفت ما پیغمبر رو ارسه میذاریم گفت یعنی پیغمبر خلاف قرآنی که خودش از جانب خدا برده عرض میزنه گفت نه گفت خدا در قرآن میگه سلیمان از داود عرض بود برد هم سلیمان پیغمبر بود هم داود این از اون عرض برده پیغمبر گفت پیغمبر را عرض میزارم مون گو نه منظورم اینه که اون اموالی که زکاته و عمومیه اونا به عرصه میرسه ولی حرف درستیه ولی فدک زکات نبود از اموال عمومی نبود فدک چی بود؟ فدک چیزی بود که پیغمبر اکرام به دستور خدا به من بخشیده گفت بخشیده به تو آره ما ندیدیم در حالی که دیده بود تو من چه پیغمار این رو بیمفت گفت ما ندیدیم؟ گفت ندیدید جلو چشم و سلمان رو بخشید گفت شاهد بیا خب حضر زهر و فمون کدوم میتونم پامشین شهادت بدون همه به خاطر رعایت حبوباکی چی نگفتن علی ابن عبدالف فمون من شهادت میدم ام ایمن گفت من شهادت میدم گفت نه شهادت این دوتا قبولی چرا؟ این یکی شوهرته پیغمبر گفت شهادت شریک در حق شریک خبول نیم این یکی هم زنه خبول نیم با عبوب اگه بازم اشتباه کردی که جرا شهادت شریک در حق شریک خبول نیم بی سواد منظور پیغمبر این بوده دو نفر در یه مالی با هم شریک هم یک کدومشون با دیگری اختلاف پیدا میکنه این یکی که با این شریکه حق نداره به نفع شریکه بره شهادت درده چرا جا شهادت به نفع خودش میشه این ماله اون نرفریه که در یه مالی با هم شریک باشن. 121s · Speaker 2

    گفت چی بفته پیغمبر رو ارسه میذارن گفت خود پیغمبر گفت گفت ما پیغمبر رو ارسه میذاریم گفت یعنی پیغمبر خلاف قرآنی که خودش از جانب خدا برده عرض میزنه گفت نه گفت خدا در قرآن میگه سلیمان از داود عرض بود برد هم سلیمان پیغمبر بود هم داود این از اون …

  3. 6:35

    و راست میگیم. آه اینم یه اشته. گفت این اومه ایمن شاده زنها قبول نیست. پیغمبر اکرم خودش پرمون شهادت زنها در امور مالیه اگر همراه با مردها باشه اشکالی نداره یعنی چی؟ این اگر یه جا اختلاف مالی هست این طرف میگه این جنس مال منه اگه یه مرد و یک ش…

  4. 11:39

    خانوم ایش در نظر بگیری صبح ازان صبح کنی میگفتن ایشون رو بکنید گریه ازان مغربش ها رو که میگفتن تحتیل بگه یک ساعت باره گریه کن ببی چی بیش خب بعد تو گریه ها حرف بزد دیگه خب صدا بیرم تو مسجد اینه ای که در سم بجمعات نشده بودن میشیدن چیه میگه حرف…

  5. 12:55

    بود کانون مخالفی حبوبک یه نامه برای زهرانه بشت. دختر پیغمبر. من مخلص تو هم. من نوکر تو هم. تو نور چشم جامعه ایمایی. اما علی از وجود تو سو استفاده کرده. خانه تو رو کانون مخالفین قرار بده. بنابرای این. برای این که این کانون به هم بخاره. علی ر…

  6. 16:34

    چرا؟ پای علی به این درگیری نباید چشیده بشه. اصلا بخواد علی را نجات بده دیگه. ما روایت داریم. پیغمبر فرموید. هر کسی بشنوه. یکی داره داد میزنه. مسلمونا کمک. و این نره به این کمک کنه. این مسلمان نیست. خب. اگر زهرای مرزی فریاد میزن. میگفت کمکم …

  7. 19:12

    علی رو بردن حالا انساب بکنید هم دست شکسته هم بچه افتاده هم سکی نگاه کرد دید علی رو بردن کنار منبر دستان بسته خب شمشیر رو وردن بالا سر علی شمشیر و علی رو نشوندن هم دوزانو نشست اینه کسانی که میخوانم پس گردن گردن بزنن نشوندن دستان رو پشت بستن …

  8. 20:42
    Luku 8: دست شکسته کمر شکسته زهرا نگهر داشته خودشو سلمان و اینا رو ازت به یه اشاره گفت بیعت کنی اینا تو صفوف رفتن یه اشاره کرد به سلمان گفت سلمان به داده زهره برست بگو درود بر تو عملیاتت موفق شد دیگه به خودت زحمت نده آقا سلمان آمد گفت دختر رسول اللہ علی میگه کار تمام شد تا اینو گفت زهره افتاد بیهوش شد زهره افتاد بیهوش شد امون بک یهو نگاه کرد مسلمون ها همه دارن زهرا رو نگاه میکنن الانه که خواب قبلت میدارشن به علی گفت علی پش رو برو زهرا رو جم کن دست علی رو باز کردن رفت زهرا رو کشید برد تو خونه یه پرده در خونه آویزون کرد قضیه تمام شد علی کشته نشد و بیعتم حالا زهرا تو خونه افتده حالا باید به حوش بیارش کمرش کسه بازو پیغمبر اکرم فرموده بود فاطمه بز اطومنی فاطمه پاره یه تن منه من آزا ها فقط آزانی هرکی این رو ازید کنه من رو ازید کرده من ابغزه ها فقط ابغزنی این رو همه مستموله شنیده بودن این یا زنفه چون ریاد کردن دیگه رفتن تو سفوف به فاصله تو سفای زماعت نشستن این به بغلسی خیلانی یادت پیغمبر گفت فاطمه بز اطومنی آره آره گوی اینه که فاطمه رو زدن که اینا که پاتمه رو زدن کمرشی شگوندن که راست میگی پس پیغمان نمیتونه این راضی باشه نه و این چیزی جانشینه پیغمان ای راست میگی این به اون بگو این به اون بگو یه جفت و مچه پیشید به عبوبک رسی چه کار باید بکنه ما باید بینیم از زهرار رضایت بگیریم غضیه حل بشه آمدن سراغ علی ببینید علیی که قرار بود فراموش بشه تا بکشنه شد طرف مذاکره علی بله ما میخواییم بیام ایادت زهرا ازش من حضرت خواهی کن من باید به زهرا بگم اجازه بده حضرت خوب نمیخواد یه چند روزی ما حد ترشون کن تو مدینه یهو شایع کدن علی نمیذاره حضرت آمود بیاده عبوبک عمر خب میخواییم بیام دیدن دختر پیغامر زنه با یه گروی از زنهای مدینه زنها میادن ها میشه سنو کیفه از بحت یا بنت رسول الله دختر رسول الله حالت چطوره؟ ازد یه آه یه کشید. 178s · Speaker 5

    دست شکسته کمر شکسته زهرا نگهر داشته خودشو سلمان و اینا رو ازت به یه اشاره گفت بیعت کنی اینا تو صفوف رفتن یه اشاره کرد به سلمان گفت سلمان به داده زهره برست بگو درود بر تو عملیاتت موفق شد دیگه به خودت زحمت نده آقا سلمان آمد گفت دختر رسول اللہ…

  9. 23:40

    یهو گفت. ابو بک. شنیدی. پدرم گفت. فاطمه. خدا به رضای تو راضی میشه. به غذب تو غذب بیکنه. باره شنیدم. و بود عمر تو هم شنیدی. باره شنیدم. فرمود ابو بک شنیدی پیغمبر گفت فاطمه بزعت و منی من آزاها فقط آزانی و من ابقضا گوار شنیدن فرمود امر تو هم ش…

  10. 28:42

    اقیل و اینا با اونا بود بنابراین خانه زره اصلا فامیل نداره یکی کسی بیاد مثلا تنهای تنهایم دیگه شما این شب گریه نه ساکت من جنازه رو بشورم دفت خب حالا از باد نیمه ی شب بخواد بشورم دفت کسی نفت همه دیگه باید همه مدینه بخوابند خوابها سنگین بشه ا…

  11. 29:59
    Luku 11: آقا من بچه ها رو به زور ساکده اوه سلمان این به من نگفته بود دستش دو اون ضربه هاشی که از سلمان چرا؟ چرا ریب نمیتونه وقتی بود بشونه دستو که گره بلند کرده بوده؟ خیلیه ما یعنی آقا ما اینا آلگوه ها مونن نازناجی نیست که پونزده روز چرا نمیدونه من چی میگم باید دستت بشنه؟ بله؟ تو بپهمی یعنی چی؟ موزده روز زهرا دستت تکون نداده این بفرمه دلیل هم داشته نگیر چرا دلیلش این بود تهزد زهرا اگر میگفت دست من شکسته علی باید میرفت بیرون پزشک میعورد علی اگر بره بیرون اینا همه رو از کمک به علی ممنوع کردن علی بره بیرون باید به اینا خواهش کنه می جن بید کن تا بهت بدین زهرا برای این چه به اینا مبتلا نشه به علی نگم دستم شکسته که تا این بیرون نره تو آقا جنازه رو شوز کفن کرد نگاه کرد دید اه بچه ها درن از دنیا میرند چرا؟ نمسان گریه کنن دهنه رو گرفتن بشه نازه نگاه می کنن الانه که زیرم بمیره الان چی گفت؟ گفت هلا امون بیای تزق و دوم ام نکن بیای خدافزی بکنید برای ساکر اومدن خودشون رو انداختن رو مادن آروم آروم ها؟ آقای ما مثل مجتمع این صورتشو چستمونده بود به چپ پای مادن آرام آرام میگفت مادر من حسن اتو هم خب وضعیت بده چیز عجیب غریبیه امیرم مهمنین میگه یهودینم بندهایی کفن باز شد دست زهران خوب فاطمه دستان رو دره بوب بچه ها رو بغم جد تو سیره نجاب داد دیگه یهو شبرهی رو آمد علی بچه ها رو بلند کن چیه؟ ولی هایی که نیه میتونن ببینن اونجا که آقاییه سوالم چه؟ علی چجوری تعمل می کنه؟ علی اون شب پیر میخواد نماز بخونه. 299s · Speaker 3

    آقا من بچه ها رو به زور ساکده اوه سلمان این به من نگفته بود دستش دو اون ضربه هاشی که از سلمان چرا؟ چرا ریب نمیتونه وقتی بود بشونه دستو که گره بلند کرده بوده؟ خیلیه ما یعنی آقا ما اینا آلگوه ها مونن نازناجی نیست که پونزده روز چرا نمیدونه من …

  12. 41:11

    علی. تو مدینه چرا به قدرت دسید. اینا اون سازمانه رو نمی شدن. چه علی داره تربیت میکنه؟ این سازمانه بیگیش چی بود؟ مردم اونا رو قبول داشتن. اونا علی رو قبول داشتن. ولی مردم اونا رو عمری میدیدن. این امار یاسر که شما میشناسید. این امار یاسر در ج…

  13. 43:11

    اونهایی که تو جنگ سکن ردن شیه نبودن که همه سننی بودن فرماندهان اینا که اینا رو برده بودن شیه بودن اونا شهید شده بود امار شهید شده بود خوزه اینو شهید شده بود ابولهیس هم شهید شده بود اینا مونده بودن بازی اون رو یکی ها فرماندهان علی زنده بود م…

  14. 44:41

    سول قبول شد. امام حسن با امام حسن اجلو تیخ اومدن اقب. حضرت به اون سازمان پامود بدید تنهام بشید. مخفی بشید. آقا هرچی معاویه تلاش کرد. هرچی سازمان تلاش کرد. سازمان پیلکانه بدنه کرد امام حسن را شهید کر تنها ده سال گذشت معاویه از دنیا رفت امام …

  15. 47:57

    میگه کنشه باشید چی بار کنید؟ گفت برید آماده بشید هر موقع آماده شدید میاد عجب آقا شروع کردن آماده شد خیلی این قسمت رو عذیر نبیگم و برن شب آقا شروع است بحره امام آقا چی اتفاق افتاد؟ امام شیعه پنهان شد سازمانشان پنهان دیگه دشمن گیت شد در طرف م…

  16. 50:27

    برا اولین بار بعد رسول الله حکومت شیعی تشکیل شد برا اولین بار حکومت علی ابن ابتالب شیعی نبود چرا؟ علی امام شیعه بود بلی مردم شیعه نبودن اونا علی ابن عبیتالو با اونه چارمی اون ستا میشناختن اینجا حکومت شیعی شد یعنی چی؟ گفتن آقا تو نماینده اما…

  17. 52:32

    سیداشون در نمی تقیه محرومی همش کتش بخوردن کشته آقای انقلاب که بیروس شد یه ها امام اومد اونجا را مسلحش کرد چی درست شد؟ هزبالله هزبالله درست شد که آقا بپر به جونه این اسرائیل چنگش بزن آقا شروع کرد به صورت این اسرائیل چنگ زدن چنگ زدن بدبختش کر…

  18. 55:31

    آقا. شما هزبالله. این بیش هزار نفر. اینا تو دنیا قدرت دارن. میدونن حزبالله به کی بنده اونا میدونن کدام دست حزبالله رو اونجا نگرداشته هر کاری میکنن این دست رو بشکنن نمیشه چرا؟ آقا اونی که جلوی دنیا باشده رهبر انقلابه مقام آزن رهبریه درسته؟ آ…