aghmian.28.3.1405.1

30:12 4 Redner 9 Kapitel 445 Segmente

Kapitel

  1. 1:30
    Kapitel 1: در مجموعی به نظر هم مصبت بوده و خیلی آرامش بیشتر شده و رعایت کردنه و توجه به همدیگه بیشتر شده ولی خب مسایلی که من مطرح کردم که خیلی ریشهیه و فکر میکنم هنوز هم هستم یکی دوبارم که تو این یک مای آخر موضوعی داشتیم که مثلا دراحت شده ما دوابی شومده و اینا یکی که موضوعی چیزی بود ما رفتیم نامزدیه بردرشون و خب اونجا که همه چه خوب خوش بود و اومدیم فردش تولد بردار زده ای من و ما رفتیم اونجا خب خامد کفته بودم به اتون دیگه قبلا اینجوری بود که کلن اهلش کلن شاد و پر انرژی و اهل رخص اگه دیگه که اون تولد شاد نبودم اونجا بد جوری بردار نه خالتون نه دارم بگم که خب خامد کلان اون ور با این ور همیشه خیلی فرق کاره رفتارهاش در جمعی خانمده خودش به جمعی خانمده خودش به جمعی خانمده بعد دو تا مناسبت دقیقا دو روز پشت سره هم شده بود حلت چه نخشیه که بازی میپانیم؟ نه میگم بعد دیگه رفتیم نامزدیم اونجا خود مثل همیشه پر انرژی خوشحال و یه برادرم کلان بیشتر ندارم ویدید کنید کنید کنید کنید کنید کنید و اومدی بر تولد خرزده من بود و اولین بار اونجا پشت رقصید که همه برادرهای من هم تحجب کرده بودن که آقا حامد چی شده شما؟ زن کارت حالا نکردی و اینا خوب بود بعد یه دفعی آخر مهمونی یه جایی حامد رفت تو خودش که من نمونم چی شد بعد بهش گفتم چی شده که حالا با هم صحبت میکنم دیگه هیچی نگفت و من رفتم خونه باز من هم بیچی نگفتم. 300s · Speaker 2

    در مجموعی به نظر هم مصبت بوده و خیلی آرامش بیشتر شده و رعایت کردنه و توجه به همدیگه بیشتر شده ولی خب مسایلی که من مطرح کردم که خیلی ریشهیه و فکر میکنم هنوز هم هستم یکی دوبارم که تو این یک مای آخر موضوعی داشتیم که مثلا دراحت شده ما دوابی شوم…

  2. 6:31

    من میخوام تنها باشم و یه دو ساعتی با ماشین رفتم بیرون دور زدم و واقعا رفتارهای این مودلی حامد خیلی ناراحت کنند است که بیعتنائی میکنه بیتوجهی میکنه و منم به خوشم گفتم منم از این بد مثل خودت رفتار میکنم وقتی که ناراحتم از خودت یا کس دیگه ای م…

  3. 11:32

    خودشون بودم. چند شب پیش او نکنم توی نباشه. جدا نشه است که سلام سلام کلاف اصفاده نیست. نحوه برخوردش و نحوه تربیتش و نحوه گفتارش و همه چیشون رو نباشه. دوم شبنم شما اول ازدواج به من قول دادی که و خیلی جهام رایت کردی ولی خوب. قول دادی که آقا هر…

  4. 16:32

    هیچ وقت نمی کنم اونها می کنم این کلمه چیه در حضور عرض می کنم ما قرار بزرشتیم همین سایه پیش قبل از اینکه عقل دایم بکنیم سیقه هم بودیم نمزد بودیم قرار بزرشتیم که آقا اگر برداراتون همین خورده بودن یا خواستن بخورن ما اونجا رو ترمی کنم نه خورده …

  5. 20:16

    عزیزم اخلاق شما رو دارم میگم میگم من یه چیزی هم بهت میگم دوام میکن چرا همچه حرفی میزنی آقا الان ا تو مهارم رسان خونه احمد بوده تو عروسی صحراب تو چشنان بوده تو تولد امیراسان جلو چشنان بوده تو نمزده امیراسان جلو چشنان بوده تو تولد اشیا بوده ت…

  6. 21:39

    ببینه این وقتی اونا میخورن من وقتی میبینم بهشون میفهمم خوردن ولی اینکه اونجا خوردن یا قبلا خوردن جلوم بخورن دیده باشن آره میگم اینا یه سریعای که داره میگم مثلا اونا تو آقاییون نشستن خوردن من چندن جلو این خوردن یا بیرون خوردن اومدن تو؟ بله ا…

  7. 24:31

    خانیه حتی من فکر میکنم الان این جریان قرار که دو تا روایت متفاوت داره که شما میگید جلومون بخورن شما میگید نه تو محیط بخورن مه تو دیو نهانی بخورن انا من دارم دو روایت میشنم من دو تا روایت دارم میشنم من رو چکا کنم؟ میگم یه بار گفتم به یه زوجی…

  8. 29:00

    میدونم تولد میشه فالم میشه میزنی میرقص می کنیم یه دست نمیزنیم یک کاری میکنیم مزقه روازی در میاریم حالا مهمونه قلیده باشه که خیلی حمومتوار بیشتر حفظ میکنیم ولی این تقاوت فره اینیمان مشکلی باش ندارم و نقش بازی نمیکنم دکتر جان سعی میکنم اینور …